العلامة المجلسي
164
حياة القلوب ( فارسي )
را محافظت خواهد نمود ؛ وأمثال اين سخنان بسيار گفت وپرواز كرد ورفت ، واين سخنان را تكنا مىشنيد . وچون صبح شد به نزد زرقا آمد وگفت : چرا تو را غمگين مىيابم ؟ گفت : اى خواهر من ! راز خود را از تو پنهان نمىدارم وغمى كه من در دل دارم مرا آوارهء ديار خود گردانيده است در باب زنى است كه حامله است به فرزندى كه بتها را خواهد شكست وساحران وكاهنان را ذليل خواهد گردانيد وخانهها را خراب خواهد كرد وتو مىدانى كه صبر كردن بر آتش سوزان آسانتر است از صبر كردن بر مذلت وخوارى از دشمنان ، اگر كسى مىيافتم كه مرا يارى كند بر كشتن آمنه هرآينه هرچه آرزوى اوست به أو مىدادم وأو را توانگر مىگردانيدم ، وكيسهء زرى برداشت ودر پيش تكنا گذاشت . چون تكنا ديدهاش به زر افتاد دل از دست بداد وگفت : اى زرقا ! كار بزرگى نام بردى وامر عظيمى مذكور ساختى ، وچون مشاطهء زنان بني هاشم شايد چارهاى در اين كار توانم كرد . زرقا گفت : تدبيرش چنان بايد كرد كه چون به نزد آمنه روى وبه مشاطگى أو مشغول گردى اين خنجر زهرآلود را بر أو زن كه چون زهر در بدن أو جارى گردد البتة از حليهء حيات عارى شود وچون دية بر تو لازم گردد من ده دية از جانب تو بدهم به غير آنچه الحال به تو مىدهم وهر سعى كه مرا مقدور است در خلاصي تو مىكنم . تكنا گفت : قبول كردم امّا مىخواهم تدبيري كنى كه مردان بني هاشم وساير أهل مكة را از من مشغول گردانى تا من مشغول مهمّ تو گردم . زرقا گفت : چنين باشد . ودر روز ديگر وليمهاى برپا كرد وجميع أعيان واشراف مكة را طلب نمود وشراب بسيار در وليمهء خود حاضر گردانيد وشتران بسيار كشت ، وچون ايشان را مشغول اكل وشرب گردانيد تكنا را طلبيد وگفت : اكنون وقت است فرصت را غنيمت بايد شمرد ودر تمشيت مهمّ من سعى خود را مبذول بايد داشت . تكنا خنجر زهرآلود را گرفته متوجه خانهء آمنه شد ، وچون داخل شد آمنه أو را نوازش